خرید بک لینک
اومدم سری بزنم به وبلاگ ، توی بروز شده ها یه متن توجهمو جلب کرد ، از خونواده گفته بود ، چقدر درکش میکردم ، اومدم تا لینک یکی از پستا رو براش بفرستم ، چند تایی از پستا رو تو این هین و بین کشتن خوندم ، چقدر تغییر کرده قلمم! چقدر خودمونی تر مینویسم! گرچه هنوز هم میتونم همین حرف ها رو عین سوسیس ای لای ارایه ها بپیچم و بدم به خورد خواننده ، اما انگار خسته تر از اون حرفام...تغییر کردم نه؟ بیشتر توی خودم فرو رفتم و کم حرف شدم...هنوز درد ها پا برجاست اما مسئله اینه که من حوصله تکرار ندارم... شاید هم خجالت میکسم از اینکه بگم هر چند تکراری اما من هرگز نتونستم عادت کنم و هنوز درد میکشم!یه زندگی روتین و عادی شده نشدن ها و نرسیدن ها ، خواستن ها و حسرت ها!بگذریم... فقط خواستم بگم چقدر از طرز تغییر نوشتن و قلمم شوکه شدم! شما چه خبر؟*پ.ن: راستی چند وقت پیشا رفتم سراغ دوستام... خیلی هاشون رفتن... چقدر دلم گرفت...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:43

من مینویسم تا … چیزی نوشته باشم… برای نوشتن دلیل ندارم فقط کافیست قلم و کاغذ باشد و دست های من که حرفهایی که حتی خودم نمیدانم از کجا میآیند روی کاغد سفید خط بیندازند،نوشتن هویت پنهان اما واقعی من است. و همه آنچیزی که میخواهم باشم...من می نویسم! چون زندانبان نیستم . واژگان را نمی توانم در ذهنم به بند بکشم . آنان دوست دارند رها شوند...من می نویسم تا نمیرم!*-*دو پست اول ثابت هستن... به عبارت بهتر پست "می نویسم تا..." ثابته و اکثر اوقات یک پست #سوال_طوری هم به عنوان پست ثابت متغیر وجود داره! ^-^

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:43

من مینویسم تا … چیزی نوشته باشم… برای نوشتن دلیل ندارم فقط کافیست قلم و کاغذ باشد و دست های من که حرفهایی که حتی خودم نمیدانم از کجا میآیند روی کاغد سفید خط بیندازند،نوشتن هویت پنهان اما واقعی من است. و همه آنچیزی که میخواهم باشم...من می نویسم! چون زندانبان نیستم . واژگان را نمی توانم در ذهنم به بند بکشم . آنان دوست دارند رها شوند...من می نویسم تا نمیرم!*-*دو پست اول ثابت هستن... به عبارت بهتر پست "می نویسم تا..." ثابته و اکثر اوقات یک پست #سوال_طوری هم به عنوان پست ثابت متغیر وجود داره! ^-^

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:43

صفحه بندی